خرید بک لینک
سلام امیرعلی  عمرمامان حالت خوبه امیدوارم که تنت سالم باشه این روزا احساس میکنم وقتی باهات حرف میزنم صدامومیشنوی وجوابو با لگد میدی عمرمامان جمعه 2مهرعروسی خاله زینب بود امروزم که دوشنبس5مهرتولدمامان رقیه اس عزیزم امسال بهترین هدیه روازخداگرفتم یکی باباحسین ویکیم تویی امیرعلی جونم  بابایی هم دیشب بردم بیرون رفتیم زیارت علی بن مهرزیار کلی زیارتت دادم برات دعا کردم قلب مامان خیلی دوست دارم  بعدبرگشتنی برام دسته گل گرفت بابایی نفسمه دیروزبرام دمپایی گرفت بعدامشب که رسیدیم خونه تولدموتبریک گفت و براادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا امینی تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 21:46

تولدباباحسین  13آبان پنجشنبه تولد باباحسین بود مامانیم  براش کیک سفارش داد وجشن گرفتم شبش زیادجالب نبود ولی درکل خوب بود چون یه سری مشکلات طایفه ای بود که ان شاله به خیر گذشت عمرمامان امیرعلی جونم کادوی باباتم بهترینشم توبودی ودوتاپیرهن وشلوار براش گرفتم  تا جمعه شب که 21 ام بود شام رفتیم بیرون برابابایی ساندویچ مرغ درست کردم باباحسین خیلی دوس داره خلاصه فقط توکم بودی امیدوارم سال آینده من وتو باهم برابابا جشن بگیریم عزیزمی مامانی

برچسب: نویسنده: آوا امینی تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 21:46

عشق مامان بابایی امروز شنبه که ۲۵ دی ماه هس شناسنامتواورد اسمتم گذاشته امیر علی قربون تو بابات برم الهی باورمیکنی عمرم یه احساسی دارم که غیر قابل وصفه بابایی ونمیدونم ولی نمیشه که خوشحال نباشه برام دعاکن زود خوب شم تا بیشتر به تو وبابایی برسم دلم برا بابا حسین خیلی تنگ شده یه چیزیم یادت باشه لوس بازی درنیاریا بابات همه دنیامه همه زندگیمه همیشه یادت باش اول باباحسین بعد تو

برچسب: نویسنده: آوا امینی تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 21:46

سلام نفس مامان عمرم خوبی قربونت بره مامان جونمی ان شالله تنت سالم باشه امروز که ۲۴اسفنده ۹۵ هست دقیقا۶۶روزته خیلی وقته میخام باهات درددل کنم خوب سرم خلوت نمیشه یاحوصله گوشی وندارم دلم برای خانوادم تنگ شده برا ابجیام برا داداشم برا مامانم که همه زندگیمه علی جون ازوقتی شنیدم مامانم سکته کرده داغونم ازوقتی بابام فوت کرد خیلی برامون زحمت کشید تاعمردارم مدیونشم ازوقتی کوچیک بودم میگفتم درداش توتنم غمشونبینم هیچ وقت فکرنمیکردم باعث وبانی ناراحتی من باشم کاریشم نکردم ازش اجازه گرفتم درجریان بود که داادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا امینی تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 21:46

سلام پسرم دیروز ۵شنبه ۱۸خرداد ۶ماهه شدی نفسم میدونی امروزم هفتم بابابزرگ حجی لفته بود دوشب باهم فاتحه رفتیم ولی سرخاک نرفتیم  خیلی قبرستونو دوس دارم چون خیلی بهم ارامش میده خصوصا وقتی برم سرخاک اقام احساس میکنم ازهمه بهم نزدیکتره وبیشترازهمه ازحالم خبر داره خداروحشو شاد کنه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا امینی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 8:48

سلام عزیزم خوبی بابایی امروز19اذربا مامان وعمه نجات وعمومنصور ومصطفی ومرتضی وزن عموشیما وسعید وزهرا رفتیم جنگل علاونه اول هیزم جم کردیم بعدکه زغال شدچای درست کردیم ومرغ کباب کردیم وتوپ بازی کردیم وتاب بستیم بعد ناهار چای خوردیم وحرکت کردیم سمت علاونه خضربرا هیزم جم کردن بعد رب ساعتی برگشتیم خونه خوابیدیم تاغروب . انشالله بدنیااومدی میبرمت اینجاهاروببینی امیرعلی جونبرچسبها: تتادامه مطلب

برچسب: درددل,بابایی, نویسنده: آوا امینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:07

عزیزمامان دقیقا هجدهم دی ماه سال۱۳۹۵ساعت ۱۲و۵۰دقیقه روز شنبه که ولادت حضرت امام حسن عسکری بود بدنیا اومدی ودنیامو عوض کردی کاش همیشه روزام ازاین به بعدباتو وبابایی پرازشادی وخیرو برکت باشه

برچسب: تولد,عشقم,امیرعلی, نویسنده: آوا امینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:07

یه خبربرات دارم نمیدونم خوبه یابد ،خوشحال میشی یاناراحت ولی باید بدونی که من الان باردارم وامروز دقیقا ۱۲هفته وسه روزه که نی نی توشکمم دارم راستشو بخای مامانی خدایی ناخواسته وندونسته باردارشدم کفرنمیکنم ولی بازم خداروشکر دعامیکنم هرچی که باشه دختریاپسر سالم وصالح باشه من وبا تصمیم گرفتیم اگه دخترباشه هانیه اگه پسرباشه محمدطه باشه

هرچی که بخاد باشه تویکی یه دونه ی مامان بابایی قلبم

الهی مامانی فداات شه عمرم

برچسب: سوپرایز,برای,امیرعلی,جونم, نویسنده: آوا امینی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:07

صفحه بندی