خرید بک لینک

سلام نفس مامان عمرم خوبی قربونت بره مامان جونمی ان شالله تنت سالم باشه امروز که ۲۴اسفنده ۹۵ هست دقیقا۶۶روزته خیلی وقته میخام باهات درددل کنم خوب سرم خلوت نمیشه یاحوصله گوشی وندارم دلم برای خانوادم تنگ شده برا ابجیام برا داداشم برا مامانم که همه زندگیمه علی جون ازوقتی شنیدم مامانم سکته کرده داغونم ازوقتی بابام فوت کرد خیلی برامون زحمت کشید تاعمردارم مدیونشم ازوقتی کوچیک بودم میگفتم درداش توتنم غمشونبینم هیچ وقت فکرنمیکردم باعث وبانی ناراحتی من باشم کاریشم نکردم ازش اجازه گرفتم درجریان بود که دارم میام پیش بابات ولی تقصیرمامان نیس تقصیر خاله های بدجنستن خداازسرتقصیراتشون نگذره مامان بزرگت خیلی مهربونه هروقته میرم دیدنش بغلم میکنه دل سیر گریه میکنه  دلم خیلی پره ازاینکه وضع اینجوریه امیرعلی توروقران پیش خدای خودت دعا کن مشکلات زودیه زود حل شه وضع ازقبل هم بهترشهامین بابایی هم خیلی ماهه بخدا تاالان توشوکم چرابابایی اینجوری کرد چرا مامان جونم اینجوری کرد خدا خودش حلش کنه بحق ۵تن باباحسین زندگیمه یه روز بدون اون یه ساله دیوونشم بابایی علی جونشو هم خیلی دوس داره ولی راضی نمیشه برات چیزی بنویسه برامون دعا کن خانواده خوشبختی باشیم شادباشیم خدا مشکلاتو گرفتاریاروهم ازمون دور کنه  دعاکن تاقبل عید مشکله که بهت گفتم حل شه من ازام البنین کمک خواستم انشالله دستمورد نمیکنه

برچسب: نویسنده: آوا امینی تاريخ: شنبه 22 آذر 1404 ساعت: 21:46

صفحه بندی